صفحه شخصی مژگان فدایی   
 
نام و نام خانوادگی: مژگان فدایی
استان: تهران - شهرستان: تهران
رشته: کارشناسی ارشد عمران
تاریخ عضویت:  1389/11/30
 روزنوشت ها    
 

 تخت جمشید بخش عمومی

21

 

 

 

 

در سال 518 پیش از میلاد، تعداد زیادی از با تجربه ترین مهندسان، معماران و هنرمندان از چهار گوشه عالم فرا خوانده شدند تا با مشارکت و هم اندیشی، اولین بنایی را برپا سازند که بتواند هزاران سال نمادی از وحدت جهانی و صلح و برابری باشد.

به گزارش ایران ویج ، ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد در سایه رهبری کورش بزرگ و در دوران حکومت داریوش بزرگ موفق به تشکیل یک دولت جهانی شدند که از رود دانوب در اروپا تا دریای آرال در آسیای مرکزی و از اقیانوس هند و رود سند تا حبشه و لیبی گسترش داشت. در واقع آنان بر نیمی از دنیای آن روز فرمان می راندند و آنرا اداره می کردند.


 

 


 

 

 


در سال 518 پیش از میلاد داریوش فرمان به ساخت کوشک شاهانه‌ایی در سرزمین فارس داد و سرانجام بناهای باشکوه و شگفت انگیز تخت جمشید بر صخره بزرگی در کوه مهر، در مرودشت ساخته شد.

ساخت تخت جمشید در دوران حکومت داریوش، پسرش خشیارشا و پسرزاده‌اش اردشیر یکم ادامه داشت و هر یک از آنان بخش هایی را به مجموعه افزودند. اما در واقع ساخت وساز تخت جمشید تا 188 سال، یعنی پایان حکومت هخامنشیان در 330 پیش از میلاد ادامه داشت و هیچگاه به پایان نرسید. از آن دوران کاخ نیمه تمامی در تخت جمشید وجود دارد که مشخص است فرصت نکرده اند به پایان برسانند.

 

 

 



تخت جمشید مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی خرابه و ویرانه های آن امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیر ایرانی قرار می گیرد. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟

 

 


   

 


1. تا کنون بیش از 30 هزار گل نبشته از کاوش های تخت جمشید به دست آمده که از نظر ابعاد و متن کوچک و مختصر هستند اما به لحاظ محتوا از با ارزش ترین اسناد دوران هخامنشی به شمار می روند. بر اساس این گل نبشته ها که در حال حاضر اکثر آنها در آمریکا نگهداری می شوند، مشخص گردیده که در دوران فعالیت تخت جمشید، به کارگران دستمزد پرداخت می شده، حقوق زن و مرد برابر بوده، زنان می توانستند کار کنند و یا کار نیمه وقت اختیار نمایند، زنان از حق ارث برابر برخوردار بودند، مادران از حقوق زایمان و کودکان از حمایت های اجتماعی بهره مند می گشتند. این همه تامین اجتماعی که به قول خانم پروفسور کخ حتی امروزه در کشوری مانند آلمان هم بطور کامل انجام نمی شود، برای 500 سال پیش از میلاد به معجزه می ماند. بی شک گل نبشته های اداری، سندی قطعی و بی چون و چرا از نظام اداری و اجتماعی دوران هخامنشیان هستند.

 



 

 


2. آپادانا یا تالار ستون دار، کاخی است که بیش از ده هزار متر مربع وسعت دارد و در زمان باستان دارای 72 ستون بوده است. این کاخ به دلیل ارتفاع حدود 20 متری ستون ها و فاصله غیر معمول آنها از یکدیگر، جزء شاهکارهای هنر معماری دوران باستان است و دیگر نظیرش ساخته نشد. وزن هریک از ستون ها 90 تن بوده و بر فراز آنها سر ستون های گاو دو سر و یا شیر دو سر که هر کدام بیش از 1.5 تن وزن داشت قرار می گرفت.

 




3. آپادانا دارای دو جفت پلکان دو طرفی در سمت شمال و شرق است که طول هر یک از دیواره های آن 81 متر است. بر روی این دیواره های سنگی، صفی از سربازان، بزرگان کشوری و 23 قوم هدیه آور از ایران بزرگ را حک کرده اند. در مرکز این پلکان ها نقشی از پادشاه قرار داشته که در یک دست عصایی به نشانه پادشاهی دارد و در دست دیگر گل نیلوفری را به نشانه صلح و دوستی تقدیم هدیه آوران می نماید.

 

 

 

 


4. در تخت جمشید بیش از 3000 نقش برجسته و تندیس وجود دارد که بی شک بسیاری از آنها الهام گرفته از هنر میان رودان و آشور است اما بر خلاف آنها حتی یک مورد یافت نمی شود که به صحنه جنگ، صف اسیران، از بین بردن دشمنان و یا قدرت نمایی پادشاه پرداخته شده باشد بلکه همواره به اتحاد و دوستی اقوام اشاره دارند.

 

 

   

 

5. یکی از شکفت انگیز ترین بخش های تخت جمشید که معمولآ هیچوقت دیده نمی شود، آبراهه های زیر زمینی آنست که بیش از 2 کیلومتر درازا دارند. هخامنشیان در برخی از قسمت ها صخره را تا 9 متر تراش داده و پائین رفته اند و در بخش هایی نیز با افزودن سنگ های غول پیکر توانسته اند به شیب مورد نظر دست یابند. آنان با روش های خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گل و لای از کانال خارج گردد.


 

 

6. تمام تندیس ها و نقوش حجاری شده در تخت جمشید مزین به رنگ های ملون بوده و از زیبایی می درخشیده اند. برای نمونه می توان به نقش داریوش در کاخ تچر اشاره کرد. تاج وی از طلا، ریشش از سنگ لاجورد، دستبند و گوشواره ها از سنگ های قیمتی بودند ولی امروز فقط سوراخ های محل نصب، بر نقش باقی مانده اند اما هنوز در حاشیه لباس داریوش می توان آثار نقوش بسیار ریزی را یافت که با رنگ های زیبا برجسته می شده اند.

 

 


 



 


7. از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید می توان به معادن سنگ آن اشاره کرد. مهندسان و معدنکاران می توانستند با ابزارهای ساده خود سنگ هایی حتی به وزن 250 تن را از معدن استخراج و سالم به پائین کوه منتقل و پس از ایجاد طرح اولیه آنرا به تخت جمشید انتقال دهند.

 

8. به نظر می رسد بزرگی و یا کوچکی سنگ برای سنگ تراشان ماهر هخامنشی تفاوتی نداشته است. آنان عطردان و گلدان هایی تراشیده اند که قطر دهانه آنها بسیار کمتر از قطر داخلی بدنه است و این گویای آنست که می‌توانستند سنگ را به صورت دورانی به گردش درآورده و با ابزار های خاص داخل آنرا تراش دهند.


 

9. برای برهم نهادن پایه ستون، قلمه ستون، گل ستون، سر ستون و یا جرزهای درگاه ها هیچ نوع ملاتی بکار نمی بردند و تنها با روش خاصی دو سطح تحتانی و فوقانی سنگ را پاک تراش می کردند. این روش باعث می گردید تا ستون و درگاه ها در مقابل نیروی زلزله پایداری کنند.

 

 

 
 

 


10. بر اساس متون تاریخی و کتیبه های موجود، در پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی می کردند. امروز نشانه های کمی از شهر پارسه بر سطح دشت باقی مانده است ولی کاوش گران به دنبال آنند تا این شهر را از زیر خاک های کشاورزی بیرون آورند.

 

11. به نظر می رسد که انتخاب کوه مهر یا رحمت برای ساخت بنای تخت جمشید، به دلیل تقدس آن بوده است. از جمله نشانه های تقدس می توان به تدفین های بسیار متنوع از ادوار گوناگون در دامنه این کوه اشاره کرد که به شکل گورهای مخروطی لاشه سنگی، گورهای حفر شده در سنگ های مکعبی و یا حفره های محل نگهداری استخوان خود نمایی می کنند.

 


12. امروزه هیچ اثری از سقف چوبی کاخ های تخت جمشید بر جای نمانده است اما خوشبختانه باستان شناسان و پژوهشگران به درستی دریافتند که نقش حجاری شده بر سینه آرامگاه های پادشاهان هخامنشی، در واقع همان نقش کاخ داریوش است و بدین ترتیب موفق شدند بر اساس آن، سقف بخشی از کاخ ملکه را که امروز به موزه تخت جمشید تبدیل شده بازسازی نمایند.

 

 

 

 

13. بی شک از همان آغاز برپا کردن تخت جمشید، یکی از دغدغه های مهم معماران، حفاظت مجموعه در مقابل عوامل طبیعی و بویژه بارش باران بوده است. ناودان های آجری و قیر اندود، ناودان های تنبوشه ای، ناودان های پرشی، کانال های روباز و چاه سنگی از جمله تدابیری هستند که مجموعه را از گزند سیلاب ها محفوظ می کردند.

 

14. روش های مرمت و نگهداری از بناهای تخت جمشید در دوران باستان، به نوبه خود بسیار شگفت انگیز است. از آنجا که هیچگاه ساخت و ساز تخت جمشید به پایان نرسید می توان نتیجه گرفت که همواره بناها و نقوش آن می توانستند در اثر کوچک ترین ضربه ای دچار آسیب گردند ولی معماران با پیش بینی های بسیار ماهرانه خود از این احتمالات جلو گیری و در صورت نیاز با ابتکارات خاصی به ترمیم قطعه سنگ آسیب دیده پرداخته اند.


 

15. از دیگر شگفتی های تخت جمشید می توان به اهمیت پیام رسانی آن برای آیندگان اشاره کرد. داریوش فرمان داد تا 4 لوح زرین را به همراه 4 لوح سیمین و تعدادی سکه در زیر پی چهار گوشه آپادانا قرار دهند تا بدین شکل بتواند پیامش را شاید در 2500 سال بعد به گوش ما و آیندگان برساند. همچنین وی در بخشی از چهار کتیبه حک شده بر دیوار جنوبی تخت جمشید چنین می گوید:


« این سرزمین را اهورامزدا از دشمن، از سال بد، از دروغ بپایاد. بدین سرزمین دشمن، بدسالی، دروغ میاد. این را من از اهورامزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم »

 

در فوریه 330 پیش از میلاد اسکندر به کوشک داریوش وارد شد و دستور داد سه هزار شتر و عده زیادی قاطر از شوش و بابل آوردند تا بتوانند انبوه زر و سیم خزانه تخت جمشید را که بالغ بر 120 هزار تالان یعنی 4400 کیلو گرم نقره می شد به همراه پرده ها، پارچه های نفیس و فرش های عالی، از جای بکنند و ببرند.


آنچه که بطور خیلی خلاصه در اینجا به آن اشاره شد برگرفته از مجموعه ای بی نظیر و مستند به نام شگفتی های تخت جمشید است که پس از ده سال پژوهش و تصویربرداری با همکاری جمعی از اساتید ایرانی و غیر ایرانی تولید گردیده است.


 

شنبه 7 خرداد 1390 ساعت 12:25  
 نظرات    
 
علیرضا احمدی 19:46 شنبه 7 خرداد 1390
11
 علیرضا احمدی
پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی می کردند
زهرا نقیبی 23:01 شنبه 7 خرداد 1390
6
 زهرا نقیبی
چه عظمت و شکوهی....
ش ب 23:56 شنبه 7 خرداد 1390
4
 ش ب
با سلام
ممنون از ارسال این مطلب
م افتخاری 10:33 یکشنبه 8 خرداد 1390
11
 م افتخاری
واقعاً من که هرگاه به این مجموعه نگاه میکنم احساس غرور و همچنین تاسف میکنم
غرور از بابت داشتن چنین میراثی
و تاسف از عدم نگهداری مناسب از آن
...
مهدی سهرابی 10:51 یکشنبه 8 خرداد 1390
8
 مهدی سهرابی
باسپاس
می‌بایست یادآور شد که، از میان رفتن هخامنشیان به دست اسکندر تنها یک نظریه است.
دانش طهماسبی 13:33 یکشنبه 8 خرداد 1390
12
 دانش طهماسبی
باعث افتخار ماست که هیچ دوره ای از تاریخ بت پرست نبودیم و در دوران هخامنشی زور نگفتیم و زنده بودن زبان آن زمان برای من غرور و افتخار می باشد چون داریوش هخامنشی در سخنانش همواره گفته هدومو زورا نیکونوم (hedomo zora nekonom) یعنی هستمو زور نمیگم یعنی زبان ایل بختیاری که اکنون با آن صحبت می کنند
با سپاس فراوان
محسن امینی 15:11 یکشنبه 8 خرداد 1390
10
 محسن امینی
این سرزمین را اهورامزدا از دشمن از سال بد از دروغ از دروغ از دروغ بپایباد. امیدوارم با نیک رفتاری، نیک
گفتاری و نیک پنداری مردم این سرزمین پارسی، ایران پاینده و سرافراز شود.
مهدی ناظمی 15:20 یکشنبه 8 خرداد 1390
10
 مهدی ناظمی
جناب سهرابی من از شنیدن این پیامتان خیلی خوشحال شدم.آیا منبعی دارید معرفی کنید...ممنون میشم.
گرچه امروز اگر سری به تخت جمشید بزنید دل آدمی از این جفاهایی که به مجموعه رفته است به درد می آید....
مهدی سهرابی 10:19 دوشنبه 9 خرداد 1390
9
 مهدی سهرابی
دوست عزیز آقای ناظمی
آنچنان که یادآوری شد سخن از تاریخ آن هم 2300 سال پیش بی شک با گمانه زنی‌ها و نظریه پردازی‌های همراه است.به ‌ویژه در بررسی تاریخ پهلوی (اشکانی) باید دقت نمود که استنباط ما از تاریخ بر اساس روایاتی (داستان‌هایی) است که آنرا تاریخ نگاری به حساب آورده اند. چه بسا بسیاری از این داستانها در فاصله زمانی چند صدساله از زمان رخداد ماجرا ساخته و پرداخته شده‌(با توجه به امکان افسانه بودن)است. از این رو باید برداشتهای تاریخی این دوره را با استناد به آثار و بقایای مستند و مشهود همچنین جغرافیا و زمان رخداد آن بررسی نمود. افزون بر این برداشتهای سود جانب دارانه، قهرمان سازی‌ و ایجاد (ساخت) فرهنگ و تاریخ برای قوم نگارنده داستان را نباید فراموش کرد. در این خصوص به تصاحب ذوالقرنین تورات و قرآن (دو کارنی به احتمال "کوروش کبیر") و چسباندن آن به اسکندر تولید شده را نباید فراموش کرد.
پیرامون منبع مورد برای شما اینکه، اثبات نظریه بودن حمله اسکندر به ایران نیاز به منبع ندارد (تاریخ سراسر گمانه زنی است) از سویی مدعیان این نظریه (حمل اسکندر) هیچکدام مستنداتی از بقایای (بناها و ...) از حضور سلوکیان و اسکندر درسرزمین اصلی ایران و پیشروی آنها تا پنجاب در دست ندارند. اما برای بررسی نظریه ناممکن بودن حمله اسکندر به ایران چکیده‌ی یکی از منابع را برای آشنایی در ادامه آورده‌ام. پیروز باشید.
"""""""""""""""""""""""""""
اصلان غفارى در کتاب داستان «اسکندر و دارا» فصلى را به ناممکن بودن اقدامات اسکندر در زمانى کوتاه ۱۲ سال اختصاص داده است و مى‌گوید: ممکن نیست کسی بتواند در مدت کوتاه عمر اسکندر مقدونى این همه کار انجام دهد.
وى سپس نقل دیگرى از یاقوت حموى نویسنده معجم البلدان مى آورد که او نیز اسکندر رازیر سؤال برده است . در کتاب مذکور جلداول صفحه ۲۳۵ آمده است: «اهل سیر گفته اند کهاسکندر بن فیلفوس رومى پادشاهانى را بکشت و بر بسیارى چیره گشت و کشورهاى بیشمارىرا تا اقصاى چین فتح کرد و سد را بنا و کارهاى زیادى نموده بمرد در حالیکه عمر او۳۲سال و ۷ ماه و در این مدت دمى نیاسوده بود. مؤلف گوید: اگر این موضوع راست باشدعجیب و مخالف عادت است. آنچه به گمان من مى رسد و خدا داناتر است اینکه مدت پادشاهىاو اوج نیکبختى او این مقدار بوده وعلما آن را به حساب عمر او گذاشته اند. سیر آفاقو طى منازل به همراهى لشگریان بخصوص اگر کندى حرکت قشون و احتیاج به کسب آذوقه وعلوفه و دفاع مدافعین قلاع وشهرها در نظر گرفته شود احتیاج به زمان دارد. این محالاست که با وجود داشتن سنى کمتر از ۲۰ سال بتواند در کشور خودنظم و نسق برقرار وهیبتش در دلها جا بگیرد و لشگریان گرد او جمع آیند و سردارى و سرورى به دست آورد واینکه تجربه و عقلى به هم رساند که آن همه حکمتها یى که به او نسبت مى دهند براى اوقابل درک باشدمحتاج به زمان دراز دیگرى است. پس در چه زمانى او سیر جهان و کشورگشایى ها و ایجاد شهرها و گماشتن دست نشاندگان را انجام داده است...»
حکومت سلوکیان
مطابق تعریف یونانیان و غربیها، حکومت سلوکیه در ایران ۶۰ تا ۷۰ سال به طولانجامیده و جانشینان اسکندر در این مدت ایران را کاملاً تحت اختیار داشته اند. اکنون سؤال این است که اگر اسکندر بهسرزمین اصلى ایران وارد نشده پس چه کسانى در سالهاى ۳۲۶ ق.م تا ۲۵۰ ق.م در ایران قبل از حکومت پارتها فرمانروایىمى کرده اند؟ در پاسخ به این سؤال مى توان گفت که دو احتمال وجود دارد.
۱ـ حکومت ایران بین سالهاى ۳۲۶ ق . م تا ۲۵۰ ق. م به شکل مرکزى وجود نداشته و بهمانند قرون ۹ تا ۱۳ میلادى به شکل ملوک الطوایفى بوده است تا آنکه پارتیان (یا اشکانیان) از شمال ایرانبرخاسته و کل ایران را مجدداً به شکل یک امپراتورى شکل داده اند.
۲ـ حکومت پارتیان ۶۰۰ سال نبوده بلکه ۶۷۰ سال بوده و از همان ابتدا پس از مرگ شاههخامنشى، پارتیان قدرت را (مثلاً به فاصله چندسال) به دست گرفته اند. نباید از یاد برد که اطلاعات پیرامونپارتیان در ایران و جهان نسبتاً اندک بوده و تا همین چندى پیش تصورات نادرستى از حکومت آنها بوده است. از جمله چنانچهاصلان غفارى در کتاب خود ذکر مى کند شاعر اندیشمند ایرانى فردوسى درحالى که بخش بزرگى از شاهنامهرا به تاریخ ایران اختصاص مى دهددر باره پارتیان چنین مى گوید:
چو کوتاه شد شاخ وهم بیخشان نگوید جهاندیده تاریخشان
از آنها به جز نامنشنیده ام نه در نامه خسروان دیده‌ام
""""""""""""""""""""""""""""
منبع:(http://www.sarzaminparsian.net/thread480-2.html)
مهدی ناظمی 15:42 دوشنبه 9 خرداد 1390
8
 مهدی ناظمی
جناب سهرابی عزیز دست مریزاااااااااااااااد
مرحبا به این حوصله و شکیبایی.بسیار مفید بود
نیما محسون 16:43 دوشنبه 16 خرداد 1390
8
 نیما محسون
از تایخ عبرت باید گرفت، افراد تاثیر گذار در پایداری یک ملت را ستود.باید نفس کشید.
سعید رحیمی 18:40 دوشنبه 16 خرداد 1390
3
 سعید رحیمی
زنده باد ایران.پاینده باد ایرانی
رضا جعفریان 01:01 سه شنبه 17 خرداد 1390
2
 رضا جعفریان
چو ایران نباشد تن من نباد .